نقش «پزشکان نظامی» در تاریخ بیرجند

حسین افضلیان

بیرجند، به گواه تاریخ، شهری است که توسعه‌اش با «قشون» و «نظامی‌گری» گره خورده است. از زمان صفویه به بعد و با هدف صیانت و پاسداری از مرزهای شرقی ایران، حکومتِ نواحیِ شرقی کشوز که بعدها “امارتِ قائنات و سیستان” نام گرفت به امیران خاندان خزیمه سپرده شد و حاکمان این خاندان با دریافت عنوانِ “امیر” که یک عنوان نظامی بود، از سوی حکومت وقت ایران اداره امور و نگاهبانی این نواحی را عهده‌دار می‌شدند.

▪️امیران مرزدار

می‌توان گفت اساس حکومت محلی خاندان خزیمه و علم در امیرنشین قائنات و سیستان برمبنای قشون و برای نگاهداری مرزهای شرقی ایران بنیان نهاده شده‌بود. از این جهت است که دکتر پیروز مجتهدزاده مورخ، محقق و ایران‌شناس برجسته معاصر، عنوانِ “امیرانِ مرزدار و مرزهای خاوری ایران” را بر کتابی گذاشته که پیرامون این خاندان و‌ اُمرای آن تألیف نموده‌است.

در آن دوره و حتی ادوار بعدی، واژه امیر -در یکی از معانیِ خود- به کسی‌ اطلاق می‌شده که از طرف پادشاه، فرماندهی قشونِ مستقر در یک شهر یا ولایتی را به عهده داشته‌است.

با این توضیح می‌توان به یکی از مشهورترین امیر خاندان خزیمه یعنی به امیرعلم‌خان سوّم ملقب به حشمت‌الملک اوّل معاصر با ناصرالدین‌شاه قاجار اشاره نمود که از سوی وی عنوان امیرتومان (سرلشکر) و دو پسر ارشدش امیر علی‌اکبر خان حشمت‌الملک دوّم و امیر اسماعیل‌خان شوکت‌الملک اوّل از سوی پایتخت عنوان سرتیپ را داشتند. این نشان می‌دهد که حکومتِ قائنات و سیستان از آغاز تا زمان امارت امیرمحمّدابراهیم خان شوکت‌الملک دوّم بیشتر دارای ماهیّت، ساختار و کارکردی نظامی بوده‌است.

وقتی در دوره انتقال قدرت از خاندان زندیه به خاندان قاجار و در نخستین سالهای سلطنت قاجاران، امیر اسدالله‌خان حسام الدوله و پسرش امیرعلم‌خان سوّم حشمت‌الملک، بیرجندِ کوچک آن روز را مقر قشون خود قرار داده و خود نیز در این شهر مستقر شدند و باغها و عمارت‌هایی را بنا نهادند، در واقع سنگ‌بنای شکل‌گیریِ یک شهر مدرن گذاشته شد. شهری که سالها بعد در آستانه انقلاب بزرگ مشروطیّت تحت امارت امیری نواندیش و متفاوت با برخی از امرای دیگر مناطق ایران قرار داشت. امیری تحوّل‌خواه به نام امیر محمّدابراهیم خان شوکت‌الملک دوّم که با نوسازهای اجتماعی و به خصوص اصلاحات فرهنگیِ خود آن هم در آن سالهای سخت و دشوارِ واپسین سالهای سلطنت قاجار، یک رنسانس فرهنگی و اجتماعی بزرگی را در بیرجند ایجاد نمود که اغلب رویکردی سلامت محور داشتند. لوله‌کشی شهر بیرجند و تأمین آب سالم برای مردم، تأسیس بیمارستان برای درمان بیماران. بیمارستانی که هنوز پابرجاست و در طی چندین دهه محل درمان بیماران و آموزش نسل بعدی پزشکی این شهر بوده‌است. و ایجاد مدرسه برای تربیت نسلِ بعدی، که خوشبختانه از آن مدرسه چهره‌های بزرگی بیرون آمدند. چهره‌هایی که در سالهای بعد هرگاه از آنان “فضلی” به ثبت می‌رسید، “فصلی” در تاریخ علم و دانش ایران و بعضاً جهان آغاز می‌شد.

هر چند که آن سال‌ها یعنی سالهای آخر قرن سیزدهم هجری شمسی (واپسین سالهای سده ۱۲۰۰) برای مردم ایران سالهای تلخ و ضجرآور و دردناکی بود، چرا که بلافاصله چند روز بعد از تاجگذاری سلطان احمدشاه قاجار (که اغلب بی‌رحمانه در مورد او قضاوت می‌شود) با شروع جنگ جهانی اوّل در ژوئیه ۱۹۱۴ م همزمان با مردادماه ۱۲۹۳ ه.ش و با وجود اعلام بی‌طرفی از سوی دولت ایران در این نزاع جهانی، بخش‌های وسیعی از کشور از جمله نقاط شرقی ایران اشغال شد و نیروهای روسیه از شمال و نیروهای بریتانیایی با سربازان هندی خود از جنوب و شرق وارد ایران شدند که پیامدهای هولناکی از جمله قحطی بزرگ سالهای ۱۹۱۷ – ۱۹۱۹ م را ببار آوردند. دوره‌ای از گرسنگی شدید و بیماری گسترده در واپسین سال‌های حکومت قاجارها که در آن قحطی، جان صدها هزار ایرانیِ بیگناه در اثر گرسنگی و بیماری گرفته شد.

در آن سال‌ها با استقرار قشونِ دولت بریتانیای کبیر در بیرجند و مناطق اطراف و تأسیس ستاد فرماندهی قوای انگلیس در امیرآباد شیبانی و ایجاد کنسولگری در منظریه (کلاته قنسول)، برای نخستین بار پای واحدهای پشتیبانی از جمله واحد پزشکی-درمانی و «طبابتِ جدید» البته نه از راهِ دانشگاه، بلکه از مسیرِ نظامیان خارجی به بیرجند باز شد. اساساً وقتی پای یک قشون به جایی باز می‌شود، علاوه بر سربازان و افسران نظامی، پای واحدهای پشتیبانی و خدماتی از جمله واحد درمانی هم به آنجا باز می‌شود.

▪️پزشکی نوین از دارالفنون تا پادگان بیرجند

سال‌ها گذشت. سایه نفرت‌انگیز و دهشتناکِ جنگ جهانی از سر بیرجند و بیرجندی‌ها هم دور شد، و از طرفی درهای جدیدی از رشد و گسترش “طبابت” به روی این شهر و مردمانش گشوده شده و راهی نو آغاز گردید.

با آنکه از سال‌ها قبل یعنی در دوره امارت امیرعلم‌خان سوّم حشمت‌الملک، با حضور طبیبی به نام ملامحمّدرفیع بخشی و در زمان امیر محمدابراهیم‌خان شوکت‌الملک با حضور و همراهیِ افرادی مانند ضیاء‌الاطباء از طبیبان تربتی و پس از او مرحوم قوام‌الحکماء از اطبای اهل سبزوار قدمهای جدیدی در مسیر گسترش بهداشت و سلامت منطقه و به خصوص شهر بیرجند به عنوان مرکز امیرنشین قائنات و سیستان برداشته شده‌بود امّا نخستین بارقه‌های گسترش طبِ نوین در بیرجند، با حضور دکتر محمود کسروی درخشیدن گرفت. او که دانش‌آموخته دارالفنونِ تهران بود، نه به عنوان یک پزشکِ آزاد و یا دولتی، بلکه به عنوان “پزشکِ قشون” به بیرجند اعزام شد. در آن روزگار، حضور او در بیرجند یک تحوّل بود؛ چرا که طبابت، که پیش از آن در انحصار عطاران و درمانگران سنتی بود، با حضور یک پزشک نظامی، نظم و قالبی علمی یافت. دکتر کسروی، آغازگرِ گذارِ بیرجند از درمان‌های سنتی به طبابتِ مبتنی بر علمِ جدید بود.

وقتی از دکتر محمودخان کسروی و پس از او از دیگر پزشکانِ نظامی در بیرجند سخن می‌گوئیم، در واقع از کسانی حرف می‌زنیم که در روزگارِ نبودِ امکانات و دوری از پایتخت، تنها امیدِ مردم این دیار بودند. در آن سال‌هایی که بیماری‌های واگیردار مانند حصبه، تیفوس، وبا و مالاریا در مناطقِ کویری و روستاییِ جنوب خراسانِ جان انسان‌ها را می‌گرفت این پزشکانِ قشون بودند که در صفِ اوّل مبارزه با بیماری ایستادند.

آن‌ها تنها به سربازان نمی‌اندیشیدند؛ درمانگاه‌های نظامیِ آن زمان، عملاً پناهگاهِ مردمِ شهر و مأمن روستاییانِ رنج‌دیده و درمانده بود. پزشکی که در قشون خدمت می‌کرد، با نظم و انضباط نظامی، بهداشتِ محیط و سلامتِ آب آشامیدنیِ مردم را هم تحت نظر می‌گرفت و در زمان‌ همه‌گیری بیماری‌ها، با امکاناتِ محدودِ پادگانی، به دادِ مردمِ غیرنظامی نیز می‌رسید.

حضور پزشکان نظامی در تاریخ پزشکی بیرجند از همان سالهای دور تا به امروز که دانشگاه علوم پزشکی، با توسعه و گسترشی چشمگیری سکاندار امر بهداشت و درمان استانی به وسعتِ خراسان جنوبی است همواره نقطه عطفی در تاریخ پزشکی شهر بیرجند بوده و خواهد بود.

با آغاز سده چهاردهم شمسی یعنی سالهای ۱۳۰۰ به بعد و شروع فعالیت پزشکان غیرنظامی، یعنی از زمان حضور دکتر علیرضا قوام‌نصیری تا دورانِ شکوفایی بهداری بیرجند در دهه‌های بعد، تاریخ این شهر شاهد حضور پزشکان بزرگی اعم از نظامی و غیرنظامی است. نام‌هایی چون خود دکتر قوام‌نصیری (رئیس بهداری بیرجند در سال ۱۳۱۷) در حافظه‌ی تاریخِ ما ثبت شده است. نام و یاد او از آن جهت برای مردم این شهر حائزاهمیت است که در ایامِ تبعیدِ شادروان دکتر محمّد مصدّق به بیرجند، با درایت و تخصصِ خود، مسئولیتِ حفظِ سلامتِ رهبر بزرگ نهضت ملّی ایران را برعهده داشت. در همان سال‌ها بود که از پیوندِ میانِ مدیریتِ بهداری و پزشکانِ نظامی و دولتی، بیرجند توانست صاحبِ مراکز درمانیِ کارآمدی شود.

بعدها در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ پزشکانی چون دکتر زاهدی، دکتر کندری و دکتر فیضی، ریاستِ بهداری و بیمارستان بیرجند را بر عهده گرفته و همگی بر همان دیواری تکیه زدند که طبیبانِ نظامیِ پیش از آنان بنا نهاده بودند.

▪️چرا نقش پزشکان نظامی در بیرجند متمایز است؟ و چرا باید از آنان یاد کنیم؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت که:

اولاً : این پزشکان نظامی بودند که نخستین بار آموزش‌های اوّلیه درباره «جوشاندن آب»، «نظافتِ محیط» و «واکسیناسیون» را در بیرجند نهادینه کردند.

ثانیاً : آنان تاب‌آوری در شرایطِ سخت را به مردم آموختند. در نبودِ راه و امکانات مکفی، پزشکِ نظامیِ بیرجند، تنها با یک کیفِ پزشکی و دانشی که از دارالفنون یا دانشکده‌های پزشکیِ وقت کسب نموده بود، در برابر مرگ ایستادگی کرده و از خودگذشتگی می‌کرد.

ثالثاً : آنان نماد کاملی از تلفیق نظم و خدمت بودند. پزشکِ نظامی در بیرجند به همگی آموخت که طبابت، علاوه بر دانش، «نظمِ تشکیلاتی» می‌خواهد تا بتواند در زمانِ بحران، جامعه را از بیماری دور نگه دارد.

 

▪️پاسداشتِ یک میراث گرانبها

بی‌تردید گسترش و توسعه امروز دانشگاه علوم پزشکیِ بیرجند، بیمارستان‌ها، آزمایشگاه‌ها، درمانگاه‌ها و مراکز بهداشتی و درمانی آن ریشه در همان خاک داشته و مرهون همان بذرافشانی و نگاهبانی‌هاست. به عبارتی توفیقات امروز پزشکی بیرجند سایه امتداد یافته همان تلاش‌ها و از خودگذشتگی‌های دیروز است.

قدمهای مطمئن و استوارِ پزشکان امروز مرهون و مدیونِ گامهای باهمتِ همان طبیبِ نظامیِ دارالفنون رفته‌ای است که سال‌ها قبل، در پادگانی در حاشیه کویر، اوّلین نسخه را به سبکِ نوین نوشت.

از این روست که ما امروز موظفیم آن اسناد و آن عکس‌های قدیمیِ موجود در آلبوم‌های خانوادگی خود و خاطراتِ شفاهیِ نهفته در سینه‌های‌مان از پزشکانِ قشون را بازگو کرده و گردآوری نمائیم. تاریخِ پزشکیِ بیرجند، مجموعه بزرگی از انسان‌های شریف است؛ از پزشکانِ نظامیِ دورانِ قاجار گرفته تا پزشکانِ بومی و غیربومی‌ا‌‌‌ی که بعدها چراغِ طبابت را در این شهر روشن نگاهداشتند.

 

اگر از آن سالهای بسیار دور قدری فاصله بگیریم و وارد دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ شویم خواهیم دید که اوج اعتلای پزشکی نظامی در بیرجند مربوط به همین سالهاست. سال‌هایی که پزشکان معدودِ غیرنظامی و دولتی شاغل در بیرجند تنها تعداد محدودی از پزشکان بومی و ایرانی و تعدادی هم پزشکان خارجی از هندوستان، پاکستان، بنگلادش و فیلیپین بودند.

از میان اطبای بومی آن زمان که اغلب پزشکان حرفه‌ا‌‌ی بودند می‌توان به طبیبان نام‌آوری مانند آقایان دکتر سیدمرتضی نوربخش، دکتر محمّدباقر و دکتر سرالحق حقیقی، دکتر عبدالحسین سعادت دندانپزشک، دکتر هدایت‌الله ناصح، دکتر ضیاء افتخاری و این اواخر به دکتر علی‌اکبر ریاسی، دکتر بهجت احمدی و دکتر غضنفر فروزانفر … اشاره نمود. اطبایی که علاوه بر مهارتِ حرفه‌ای به سبب حسن اخلاق و سیرت نیکو، محل اعتماد آحاد مردم بیرجند بودند. البته در آن زمان تعداد زیادی از اطبای متخصص بیرجندی در خارج از این شهر در مشهد و تهران فعالیت داشتند. پزشکانی مانند دکتر اعتمادی، دکتر محمدعلی راشد محصل، دکتر قوامی، دکتر علی آقای سپهری، دکتر زرین‌قلم، دکتر شیبانی، دکتر لطفی، خانم دکتر لطفی، دکتر اسدی، دکتر غلامعلی ناصح، دکتر محمودخان رفیعی و …

امّا با این وجود بخشی از ظرفیّت پزشکی بیرجند را اطبّای غیر ایرانی متشکل از پزشکان هندی، پاکستانی و بنگلادشی و بعضاً فیلیپینی تشکیل می‌دادند. هنوز در حافظه مردم این شهر نام آقایان دکتر حسین به عنوان یک جراحِ عمومیِ حاذق، دکتر جواهر، دکتر مجیب و … ثبت است.

امّا در همان سالهای حد فاصل ۴۰ تا ۶۰ مراکز درمانی نظامی در بیرجند که متعلق به ارتش و ژاندارمری بودند علاوه بر پزشکان عمومی از حضور پزشکان متخصص و جراح متعددی نیز بهره‌مند بودند که علاوه بر رسیدگی به سلامت سربازان و نظامیان و حتی بیشتر و پیشتر از خدمت به آنان در خدمت مردم بیرجند بودند.

مطمئنم هنوز در بیرجند کسانی هستند که سروان دکتر معینی، سروان دکتر نبیلی، سرگرد دکتر رجایی، سرهنگ دکتر مشایخی، سرهنگ دکتر مترجمی، سرهنگ دکتر عبدی، سرهنگ دکتر قندی، سرهنگ دکتر کنی، سرهنگ دکتر احمد مولایی، سرهنگ دکتر محمود کمال‌فر، سرهنگ دکتر پرویز نظریان و … در بیمارستان ارتش و سرهنگ دکتر هدایت‌الله ناصح، سرتیپ دکتر غلامرضا فرخ گیسور و … را در بهداری ژاندارمری به خاطر داشته باشند.

و در نسل جدیدتر پزشکان نظامیِ این شهر هم نام و یاد و زحمات مرحوم سرهنگ دکتر علیرضا افضلیان رئیس بهداری و سپس بیمارستان ارتش، شادروان سرهنگ دکتر ناصر شریفی، سرهنگ دکتر محمدحسن شریف‌آزاده، سرهنگ دکتر ولی‌الله قائمی و … هم بر کسی پوشیده نیست.

▪️وجود پادگان ارتش در بیرجند، برای مردم نعمت بود.

در آن سال‌های دور وجود مرکز آموزش ۰۴ نیروی زمینی ارتش در بیرجند، برای مردم این شهر نعمت بود. و قطعاً اتخاذ تصمیم برای انتقال آن به خارج از شهر در سال‌های اخیر توسط مسئولان و تصمیم‌گیران، به منظور رعایت پروتکل‌های امنیتی و حفاظت از جان شهروندان بیرجندی در شرایط خاص در جای خود نیز ضرورتی اجتناب‌ناپذیر بوده‌است.

حوالی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ یعنی زمانی که این پادگان در داخل شهر بیرجند مستقر بود و شهر نیز از آرامش زیادی برخوردار، حضور خانواده‌های نظامی در شهر، رفت و آمد خانواده‌های سربازان به بیرجند، مرخصی‌های داخل شهر سربازان، تهیه مایحتاج پادگان از میادین و مغازه‌های بیرجند و … شرایط کسب و کار را رونق بخشیده بود. مسافرخانه‌ها، رستوران‌ها، کافه‌ها، سینماها، حمام‌ها، خیاطی‌های نظامی و … همه از رونق زیادی برخوردار بودند.

علاوه بر اینها واحدهای خدمت‌رسانی ارتش، علاوه بر سرویس‌دهی به نظامیان و خانواده‌های آنان، اغلب در خدمت مردم غیرنظامی هم بودند که برجسته‌ترین آنها، خدمت‌رسانی مراکز پزشکی و درمانی ارتش به آحاد جامعه بود. از همین رو پادگان بیرجند در سطح شهر دارای چندین مرکز درمانی بود که عبارت بودند از: بهداری پادگان ۰۴ در کوچه سراشیبی جنب اداره دارایی (از سمت خیابان شهدا در انتهای کوچه جنب اداره ثبت اسناد و املاک) مستقر بود، درمانگاه ارتش در ابتدای خیابان شهدا از سمت میدان ابوذر (روبروی باغ‌ملّی) در منزلی متعلق به آقای قنادان فعالیت داشت، بیمارستان ارتش که در سالهای اولیّه فعالیت خود در ورودیِ خیابان اسدی از سمت فلکه خوسف جایی که منزل مرحوم آقای دکتر سعادت قرار داشت استقرار داشته و سپس به منزل بزرگ و استیجاری متعلق به مرحوم سرهنگ سراوانی واقع در خیابان کشمان (آیت‌الله طالقانی فعلی) جایی که الآن بانک ملّی و بیمه ایران قرار دارد منتقل شد. سالها بعد همین بیمارستان گسترش  بیشتری پیدا کرد و به مکان کنونی خود یعنی به تقاطع خیابان معلّم با خیابان ارتش انتقال یافت که در سال‌های اخیر با توسعه و گسترش زیاد با نام بیمارستان ۵۰ تختخوابی ۵۵۲ ارتش (بوعلی) دارای چندین بخش، درمانگاه، زایشگاه، دندانپزشکی، آزمایشگاه، رادیولوژی و سونوگرافی، داروخانه و دیگر واحدهای خدمت رسانی در حوزه سلامت است و در امر خدمت به اقشار مختلف مردم بیرجند فعالیت می‌کند. قطعاً با این خدمت بخش قابل توجهی از بار سنگین مسئولیت حوزه بهداشت، درمان و سلامت بیرجند و استان را هم بر دوش می‌کشد.

بیرجند – شهریور ماه ۱۴۰۵

Hide picture