الگوریتم دقیقاً چیست؟ بر اساس دیدگاه نوآ هراری نویسنده کتابهای انسان خداگونه و انسان عاقل
دیدگاه نوآ هراری نویسنده کتابهای انسان خداگونه و انسان عاقل درباره الگوریتم را مورد مطالعه قرار می دهیم:
باید ابتدا تصویرِ ریاضی و سنتیِ آن را کنار بگذاریم و به پیامدهای فلسفی و زیستشناختی آن نگاه کنیم
تعریف دقیق الگوریتم از نگاه هراری و نحوه اثرگذاری آن بر زندگی ما در سه لایه توضیح داده شده است:
الگوریتم دقیقاً چیست؟ (دیدگاه هراری) از نظر فنی، الگوریتم یعنی «مجموعهای منظم از گامهای محاسباتی برای حل یک مسئله یا اتخاذ یک تصمیم»
مثلاً دستور پخت یک غذا یک الگوریتم ساده است: ۱. پیاز را خرد کن، ۲. تفت بده، ۳. ادویه بزن و… اما نوآ هراری یک گام بسیار بزرگتر میبردارد و کشف کلیدی خود را مطرح میکند
موجودات زنده (از جمله انسانها) خودشان مجموعهای از الگوریتمهای زیستشناختی هستند.
از نگاه هراری، آنچه ما آن را «احساس»، «اراده»، «شمّ شهودی» یا عشق مینامیم، در واقع محاسباتِ پیچیدهی بیولوژیک هستند که طی میلیونها سال تکامل (اپدیت شدهاند) تا بقای ما را تضمین کنند.
وقتی یک آهو شیری را میبیند و میترسد، ترس او یک محاسبه الگوریتمی سریع است: (وزن شیر + سرعت شیر + فاصله تا پناهگاه = فرار کن!).

الگوریتمهای دیزاینشده (کدهای کامپیوتر) چگونه کار میکنند؟
الگوریتمهای کامپیوتر تا چند دهه پیش کاملاً خطی و ساده بودند (اگر این اتفاق افتاد، آن کار را بکن). اما با ظهور «یادگیری ماشین» (Machine Learning) و «هوش مصنوعی»، الگوریتمها توانایی «یادگیری» پیدا کردند. آنها دیگر نیازی ندارند که انسان تمام قوانین را به آنها دیکته کند؛ بلکه میلیونها داده (Data) را هضم میکنند، الگوها را مییابند و خودشان قوانین جدید میسازند.
الگوریتمها چگونه بر ما اثر میگذارند؟ (تحلیل خطرات و فرصتها) هراری هشدار میدهد که تلاقی دو حوزه «علوم اعصاب» (Neuroscience) و «هوش مصنوعی» (AI) باعث میشود الگوریتمهای دیجیتال بتوانند الگوریتمهای بیولوژیک (انسانها) را «هک» کنند. این اثرگذاری در چند سطح رخ میدهد:
الف) هک کردن تمایلات و تصمیمگیریهای روزمره الگوریتمهای شبکههای اجتماعی (مثل اینستاگرام، یوتیوب یا تیکتاک) رفتارهای شما را تحلیل میکنند: روی چه پستی بیشتر مکث کردید؟ چه زمانی خشمگین شدید؟ چه ساعتی از شب بیدارید؟ با این دادهها، الگوریتم شما را بهتر از خودتان میشناسد. او دقیقاً میداند چه ویدئویی نشان دهد تا دو ساعت دیگر در صفحه بمانید. در واقع، الگوریتم «اراده آزاد» شما را دور میزند و هورمونهای مغزی (مثل دوپامین) را کنترل میکند.
ب) جابهجایی «مرجعیت و سلطه» (Authority) در گذشته، انسانها برای تصمیمگیری به خدا، کتابهای مقدس، یا «احساس قلبی خود» مراجعه میکردند. اما امروز مرجعیت در حال انتقال به الگوریتمهاست: * قبلاً میپرسیدیم: «به دلم افتاده این مسیر را بروم.» امروز میگوییم: «گوگل مپس (Waze) میگوید از این طرف برو.»
هراری میگوید بهزودی در انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب همسر، شغل و حتی تشخیص بیماریها، انسانها کدهای الگوریتمی را داناتر و بیطرفتر از عقلِ ناقصِ خود خواهند دانست.
ج) ایجاد «دیکتاتوریهای دادهمحور» و طبقه «بیمصرفها» اگر یک سیستم سلطهگر (یا شرکتهای غولپیکر فناوری) به تمام دادههای بیولوژیک و رفتاری شما دسترسی داشته باشد، میتواند جامعه را به نحوی کنترل کند که پیش از این در تاریخ ممکن نبوده است. الگوریتمها نه تنها میتوانند احساسات تودهها را هدایت کنند (مثل تاثیر بر انتخاباتها)، بلکه با خودکارسازی کارها، ممکن است میلیونها انسان را از نظر اقتصادی «بیمصرف» کنند.
خلاصه و نتیجهگیری الگوریتمها دیگر فقط کدهای کامپیوتری نیستند؛ آنها فرمانروایان جدید عصر ما هستند. از نظر هراری، خطرات اصلی الگوریتمها این نیست که هوش مصنوعی «پلید» شود یا علیه انسانها قیام کند، بلکه خطر این است که الگوریتمها آنقدر در شناختِ نقاط ضعف، تمایلات و رفتارهای ما دقیق شوند که کنترل انتخابهای زندگیمان را به صورت داوطلبانه به آنها واگذار کنیم
