فن بیان و مهارت در گفتگو
فن بیان و مهارت در گفتگو
سخن خانم رزیتا تقی زاده:
این یادداشت در شماره فروردین ماه 1399 ماهنامه جلا( نیاز اندیشه روز) منتشر شده است
زمانی که صحبت از گویندگی و فن بیان می شود اولین چیزی که به ذهن هر کسی متبادرمیشود، فضای تلویزیون، رادیو،هست و شخصی است که پشت تریبونی یا میکروفن ایستاده و در حال سخنرانی می باشد، در حالی که مقوله ی مهارت در گفتگو بسیار عمیق تر، زیربنایی تر و اساسی تر از آن می باشد. به عنوان کسی که سال ها در صدا و سیما و آموزش و پرورش خدمت کرده ام و حدود 9 سال در حوزه ی اختلالات یادگیری و مشاوره هم فعالیت داشته ام به این مسئله پی بردم که عمده ی مشکلات به خصوص در جامعه ی ما اینست که بلد نیستیم درست حرف بزنیم. ساده ترین مسائل را نمی توانیم به درستی بیان کنیم. به عنوان مثال در یک مجتمع آپارتمانی مشکل پارک ماشین داریم امری کاملا بدیهی که با یک گفتمان ساده ودوستانه حل شدنی ست اما متاسفانه بدلیل عدم مهارت در برقرای ارتباط کلامی به جرو بحث و مجادله بین ساکنین می انجامد. پدر نمی داند چطور با فرزندش صحبت کنید، فرزند بلد نیست چطور با والدینش صحبت کند، معلم فقط مانند یک دستگاه ضبط صوت کتاب را تدریس یا فرمول ها را می نویسدواز مکالمه و مباحثه و همصحبتی با دانش اموز خبری نیست . هفتاد و پنج درصد از راه های ارتباطی از طریق کلام است و 85 درصد رمز موفقیت انسان های بزرگ در حوزه ی کلام می باشد. انسان های موفق یادگرفته اند که چطور صحبت کنندچگونه با دیگران ارتباط برقرار نمایند. این یک فن و مهارت است ومتاسفانه توجیه افرادبرای ضعف در ارتباطشان این است که این مهارت در ژن من نیست پدرم هم فرد کمرو یا کم حرفی بوده من هم نمی توانم. در حالی که این مهارت اکتسابی است و نیاز به آموزش دارد و از این طریق می توانیم آن را یادبگیریم. به تازگی در فضای مجازی در موردآموزش و اصول فن بیان بسیار صحبت می شود و کلاس های تبلیغ می شود. اما در واقع قدمت آن به 4500 سال پیش برمی گردد زمانی که ارسطو از مقوله ی اعجاز کلمه صحبت می کند. گفته می شود که کلمه ها پیغمبر ارتباط هستند. اگر بتوانیم واژه های صحیح را انتخاب کنیم . فضا و مخاطب را شناسایی کنیم و هدفمان را مشخص کنیم و بدانیم در کجا باید از چه واژه هایی استفاده کنیم در هر زمینه ای می توانیم در گفتگوهایمان موفق باشیم و قادر خواهیم بود افراد را متقاعد نماییم.در فرهنگ لغات فارسی حدود بیست هزار کلمه وجود دارد اما کلماتی که ما در طول روز استفاده می کنیم در حدود 400-500 کلمه می باشد. در حوزه ی کلمات در ذهن هر فرد 3 دسته واژهوجود دارد یک دسته از کلمات که به آنها واژه ها و کلمات فعال من گفته می شود. دسته ی دوم واژه های منفعل و دسته ی بعدی کلمات و واژه های غریب و مبهم می باشد. واژه های فعال مثل واژه هایی که به کررات در طول روز به کار برده می شوند و مدام تکرار می شوند. واژه های غریب کلماتی می باشند که در تخصص ما نیستند مانند واژه های مهندسی، پزشکی و وکلا که ما با آنها درگیر نمی شویم اگر هم روزی با آنها مواجه شویم می توانیم در اینترنت جستجو کنیم و معنی آن را پیدا کنیم. اما یک سری واژه به عنوان یک گنجینه در گوشه ی ذهن ما وجود دارند که از آنها استفاده نمی کنیم. اگر کسی این واژه ها را به کار ببرد متوجه ی معانی آنها می شویم و آنها را درک می کنیم اما چون از آنها استفاده نمی کنیم ملکه ی ذهن ما نشده اند. یکی از فنون افزایش مهارت های کلامی اینست که این واژه هایی که در کنج ذهنمان در حال خاک خوردن هستند را بیرون بکشیم و با تمریناتی که در گویندگی وجود دارد آنها را به کار ببریم و از آنها استفاده کنیم تا ملکه ی ذهنمان شود.
گویندگی فوت و فن های زیادی دارد یکی از آنها اینست که بیاموزیم چگونه شنونده ی خوبی باشیم. ما یادنگرفتیم دیگران را خوب بشنویم. زمانی که کسی صحبت می کند اغلب مخاطب به این فکر می کند که چه جوابی باید بدهد. نکته ی دیگر اینکه ما بلد نیستیم از زبان بدن استفاده کنیم. یک چهره قابلیت ایجاد بیست هزار میمیک را دارد که هر کدام از اینها منتقل کننده ی یک حس می باشد اما اکثر ما در گفتگوها چهره ی ثابت و یکنواختی را از خود نشان می دهیم که باعث خسته شدن مخاطب و مستمع از این حالت تکراری می شود. به عنوان یک شنونده و مخاطب اگر واژه ی جدیدی می شنویم با بی اعتنایی از کنار آن رد می شویم و آن را نا دیده می گیریم. اغلب گستره ی واژگان محدودی داریم. اگر ما اول خوب شنیدن را یادبگیریم و شنونده ی خوب و فعالیباشیم، می توانیم در گوینده هم تاثیرگذار باشیم.
علیرغم اینکه ادبیات بسیار غنی داریم در استفاده ازواژگان متعدد بسیار ناتوانیم به این دلیل که دایره ی واژگان محدودی داریم اما ما این را نادیده می گیریم. صحبت کردن برای همه ما اجتناب ناپذیر است. گاهی به عنوان بزرگتر، به عنوان مادر عروس یا داماد و … ناچاریم در موقعیت های مختلف در جمع ها صحبت کنیم، احقاق حق کنیم، پادرمیانی کنیم و یا حتی خودمان را معرفی کنیم اما اغلب ضعیف عمل میکنیم و یا از انجام آن طفره میرویم. به عنوان افراد یاجتماعی به عنوان کارگر، کاسب، کارمند، رئیس، پزشک و … باید بتوانیم صحبت کنیم. به عنوان یک ایرانی و یک پارسی باید فن بیان مان را تقویت کنیم. فن بیان ربطی به گویندگی و تلویزیون و رادیو ندارد یک مهارت اجتماعی می باشد که در تمام زمینه های اجتماعی لازم است. اگر فردی بالاترین مدارک تحصیلی را داشته باشد اما فن بیان را نیاموخته باشد نمی تواند در کارش موفق باشد. مشکلی که در آموزش و پرورش ما هم وجود دارد و ای کاش به جای این همه نوشتن گفتن و درست صحبت کردن را آموزش می دادند. صحبت کردن، عنوان کردن مسائل، کنفرانس دادن، تعریف خاطرات، قصه گویی و از این قبیل راه کارها که باعث می شود دانش آموز به دنبال برطرف کردن ضعف هایش برود ودایره ی لغاتش را گسترده تر کند.

