صرفه‌جویی در خانه یا اصلاح ساختار کشاورزی؟

یکی از بزرگ‌ترین سوءتفاهم‌ها و خطاهای راهبردی در مواجهه با بحران آب در ایران، تمرکز افراطی بر آموزش‌ها و تبلیغات صرفه‌جویی خانگی است. در حالی که ده‌ها کمپین رسانه‌ای، بیلبوردهای شهری، تبلیغات تلویزیونی، و توصیه‌های روزانه مردم را به بستن شیر آب، کوتاه‌تر کردن مدت استحمام یا عدم شستشوی ماشین در حیاط دعوت می‌کنند، مصرف‌کننده اصلی آب در کشور، همچنان بدون کنترل و بدون الزام به بهره‌وری، به هدر دادن منابع ادامه می‌دهد.

بر اساس داده‌های رسمی وزارت نیرو و مرکز آمار ایران:

مصرف سالانه آب شرب شهری و روستایی در ایران حدود ۶ تا ۸ میلیارد مترمکعب است.

در مقابل، مصرف آب کشاورزی حدود ۸۵ تا ۹۰ میلیارد مترمکعب در سال تخمین زده می‌شود.

یعنی حتی اگر همه مردم ایران روزانه نصف مصرف آب خانگی خود را کاهش دهند، تأثیر آن از ۵ درصد کل مصرف کشور فراتر نمی‌رود. این در حالی است که فقط ۵ درصد کاهش در اتلاف آب کشاورزی، معادل کل صرفه‌جویی در کل مصرف شهری است.

بنابراین باید با صراحت اعلام کرد:

مسئله امروز، مردم نیستند که لیوان آب‌شان را نیمه‌کامل می‌نوشند؛ بلکه مسئله، ساختار کشاورزی است که آب را با بی‌رحمی تلف می‌کند.

در بسیاری از نقاط کشور، کشت‌هایی انجام می‌شود که تناسبی با اقلیم، میزان بارندگی، یا وضعیت منابع آبی منطقه ندارند. کشت برنج در مناطق خشک مانند استان‌های فارس، خوزستان، یا ایلام، و حتی هندوانه و خربزه در استان‌های کویری مثل کرمان و یزد، نمونه‌هایی از تصمیم‌گیری غیرعلمی و غیربازده هستند که ده‌ها میلیارد مترمکعب آب را سالانه به هدر می‌دهند.

در کنار این، شیوه‌های آبیاری نیز فاجعه‌بار است:

هنوز در بسیاری از مزارع، از آبیاری سطحی غرقابی استفاده می‌شود.

بیش از ۶۰ درصد آبِ تزریق‌شده به مزرعه، قبل از رسیدن به ریشه گیاه یا تبخیر می‌شود یا در عمق زمین گم می‌شود.

بهره‌وری مصرف آب کشاورزی در ایران به‌طور متوسط زیر ۳۵ درصد است، در حالی که در کشورهای پیشرفته، این عدد بین ۶۰ تا ۸۵ درصد است.

در چنین شرایطی، تأکید بر این‌که مردم شیر آب خانه را ببندند یا با ماشین شسته‌نشده به خیابان بروند، نه‌تنها راه‌حل نیست، بلکه پاک‌کردن صورت مسئله است.

پیامدهای ادامه این غفلت راهبردی

اصرار بر صرفه‌جویی در حوزه خانگی، بدون مقابله با ساختار غیراستاندارد کشاورزی، باعث شده که:

منابع آب زیرزمینی به‌شدت افت کنند؛ به‌طوری که سطح آب برخی چاه‌ها تا بیش از ۲۰ متر پایین رفته است.

فرونشست زمین در بسیاری از دشت‌ها به مرحله غیرقابل بازگشت رسیده است.

رودخانه‌های دائمی و تالاب‌های بین‌المللی خشک شده‌اند.

کشاورزان کوچک در سال‌های آینده، نه آب دارند، نه تولید، نه درآمد.

در واقع، ادامه این الگوی معیوب، هم به فروپاشی منابع طبیعی منجر می‌شود و هم به ورشکستگی تدریجی بخش کشاورزی، که برخلاف تصور، قربانی اول خود این بی‌برنامگی است.

راه اصلاح: علم‌محوری و تصمیم‌گیری شجاعانه

اگر به‌راستی نگران آینده آبی کشور هستیم، باید این حقیقت را بپذیریم که:

کلید حل بحران آب، در اصلاح مصرف در بخش کشاورزی است، نه صرفاً در تغییر رفتار خانوارهای شهری.

برای این منظور باید دولت، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و نهادهای سیاست‌گذار:

رویکرد تبلیغاتی را به رویکرد اصلاح ساختاری تغییر دهند.

بودجه‌های فرهنگی و آموزشی را به حوزه فناوری آبیاری، آموزش کشاورزان، و بازسازی شبکه‌های آبی اختصاص دهند.

قانون‌گذاری هوشمندانه، قیمت‌گذاری واقعی و نظارت میدانی را با قدرت اجرا کنند.

در غیر این‌صورت، ایران به‌زودی با کاهش شدید امنیت غذایی، مهاجرت گسترده روستاییان، و افزایش نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی روبرو خواهد شد؛ بحرانی که دیگر با تبلیغ «بستن شیر آب» قابل حل نخواهد بود.

داوود سلیانچی

پژوهشگر توسعه پایدار و فعال حوزه منابع طبیعی و سیاست‌گذاری محیط زیست

تیرماه ۱۴۰۴

 

Hide picture